سلامـــــــــــــــــــــمن طرفدار شديد واليبالمـــــــــــــــــــ
وحتما شنيدين كه ولاسكو ميخواد بره آرژانتين!!
يه متن قشنگي پيدا كردم بخونيد خيلي قشنگه
ایتالیا-مودنا-لیگ جهانی 2013
ایتالیایی های بیشمار، یک صدا تیم خود را تشویق میکنند.تیمی قوی...تیمی
پر از ستاره...تیمی که کل ایران آن روز آرزوی داشتن یکی مثل آن را داشت...
ایتالیا بود با زایتسف و ساوانی و پارودی... وایرانِ جوان،با غفور و معروف و موسوی....و البته ولاسکوی افسانه ای...
دوست نداشتم بازی را ببینم...چرا که میدانستم بازنده ایم...اما لبخند
اطمینان بخش ولاسکو رو به بازیکنان جوانش مانع خاموش شدن کورسوی امید در
قلبم میشد...شاید...شاید برنده باشیم!!!
و برنده شدیم...در کمال ناباوری...در مقابل چشمان حیرتزده دنیای
والیبال،آن روز.....ایتالیای بزرگ را در خانه اش شکست دادیم...با ضربه ی
قدرتمند و پایان دهنده ی شماره ده تیم ملی...
خوشحالیم وصف ناپذیر بود....بدون شک هر ایرانی آن روز لرزه ای خوشایند را بر اندامش حس کرد...حس غرور و افتخار...
ایتالیا را شکست دادیم و من خاطره ی بد راه نیافتن به المپیک با ولاسکو
را فراموش کرده و روزهای خوبی را برای والیبال کشورم میدیدم...اطمینان
داشتم چون ولاسکو مربی ما بود...چون به او اعتماد پیدا کردم...نه تنها من
که همه ی مردم ایران...
در اولین حضورمان در لیگ جهانی به مرحله بعد صعود نکردیم....اما اهمیتی
نداشت...پیشاپیش جام قهرمانی آسیا را در دستان کاپیتان معروف میدیدم و بی
صبرانه منتظر دوره ی بعد لیگ جهانی بودم،که با ولاسکو قطعا بهتر از قبل
میشد...

و ولاسکو جادو میکرد با لبخندش،با چهره ی مصمم و مطمئنش و با قلب مهربانش...
همان لبخندی که قائمی،غفورو میرزاجانپور را برای اولین بار تا زمین بازی های جهانی بدرقه کرد...
با ولاسکو ما دیگر از هیچ تیمی نمیترسیدیم...به این خودباوری رسیدیم که توانایی برد تیم های بزرگ را هم داریم...
با ولاسکو غیرممکن ها ممکن شد...و دلهره ها اطمینان....و ترس بازیکنان ما شجاعت و شهامت...
بازیکنان جوانی که در مقابل چشمان دنیا،با سرویس های پرشی خود،ساعد بهترینهای جهان را در انتهای زمین بهم میدوختند...

و حالا مردم ایران از فرارسیدن لیگ جهانی و
جام جهانی در کنار ولاسکو هیجان زده اند و تیترهای امیدوارکننده ی خبرها
این شور وهیجان را بیشتر و بیشتر میکند...ولاسکو چند روز پیش گفته بود که
با ایران بهترین نتایج تاریخ والیبال ایران را کسب خواهد کرد اما...اما
تیتری مهر خاموشی زد به همه حرفها و تیترهای امیدوار کننده خبرگزاری ها...و
به امید و هیجان مردم ایران...
\"ولاسکو در آستانه ی جدایی از تیم ملی ایران\"
و جامعه ی والیبال ایران آشفته شد...
برخی خبرگزاری ها حتی مربی احتمالی تیم ملی ایران را هم مشخص کردند...سیچلو...بانیولی... آناستازی...
اینها شاید مربیان خوبی باشند...نه در حد ولاسکو که پایین تر،اما...
مردم ایران بیشتر از اینکه نگران سرانجام تیم بدون ولاسکو باشند،از
رفتن خود او غمگینند...ولاسکویی که این روزها آقای خاص والیبال ایران
است... پیرمردی محبوب و خنده رو...ولاسکویی که همه ایران او را دوست
دارند...
والیبال دوستان کشور اما اوضاع خوبی ندارند...نگران، غمگین،نا امید...و
چشمها همه دوخته به سایت های خبری،و دلها نگران از اینکه مبادا تیتر فردا
این باشد:
\"ولاسکو از تیم ملی جدا شد\"....

نرو مربی،نرو و اقای خاص والیبال ایران باقی بمان...
بمان که اینجا همه تو را دوست دارند...توجه نکن به حرف کارشناس نماهایی که میگویند تو در موفقیت های تیم نقشی نداری...
بمان که مردم ایران لیگ جهانی را با امید به بودن تو انتظار میکشند...
بمان و در کنارمان شاد باش برای راهیابی به المپیک برزیل...
در کنارمان باش برای جشن های پیروزی که با بودن تو دور از دسترس نیست....

(متن از نرگس)
منبع:http://volleyball-forum.ir/